1
دانشجوی دکتری، گروه علوم علوم قرآن و حدیث، دانشگاه بین المللی مذاهب اسلامی، تهران، ایران.
2
استادیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه بین المللی مذاهب اسلامی، تهران، ایران
3
استادیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه بین المللی مذاهب اسلامی، تهران، ایران.
چکیده
بحث از قاعده روح معنا در عرصه فهم قران و در اکثر موارد تفسیر عرفانی کاربرد دارد و بحثی مهم است. اما این نظریه را می توان در مباحث ادبی نیز پیگیری کرد. نظریه روح معنا در باب نحوه مواجهه با مفردات قران کاربرد دارد این نظریه در تاریخ اندیشه اسلامی در میان عرفا مقبول واقع شده است و در نگاه جوادی آملی بر اساس زنجیره ای از مبانی مقبول افتاده و کاربست های متعددی دارد. شایع ترین نظریه ای که درباره مفردات متشابه قرآنی وجود دارد این است که این الفاظ ابتدا برای معانی محسوس وضع شده و بنابراین درباره آنها حقیقت است. آنچه در اینجا مورد بررسی قرار می گیرد تاثیر نظریه روح معنا در برداشت های ادبی از قران است. مشاهده می شود که کاربست این نظریه در ادبیات نیز کاربرد دارد.