قرآن وطب

قرآن وطب

بررسی و تحلیل ادله قرآنی و فقهی تاثیر تحریکات روانی در تبدیل یا سقوط مجازات

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی، گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران
2 استادیار، گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی ،واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد ،ایران
چکیده
هدف: پژوهش حاضر تلاش می‌‌کند ادله قرآنی و فقهی تاثیر تحریکات روانی در تبدیل یا سقوط مجازات  را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد تا از رهگذر این بررسی های حکم قرآنی و فقهی این مساله مبرهن گردد.
مواد و روش‌‌ها: این پژوهش با روش مطالعات کتابخانه‌ای و به شیوه توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است که با مراجعه به متون قرآنی، فقهی، حقوقی و علمی اطلاعات لازم به‌‌دست آمده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
یافته‌‌ها: روان شناسان بر این باورند که تحریک پذیری ممکن است نشانه‌ای از اختلالات روانی مختلفی از جمله استرس، افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه PTSD ، مصرف مواد، اضطراب، اختلال دو قطبی، سندرم قبل از قاعدگی PMS ، کمبود خواب، اختلالات طیف اوتیسم، زوال عقل، درد مزمن  و اسکیزوفرنی باشد و در صورت تشدید تحریک پذیری ممکن است فرد دست به ارتکاب جرم بزند. از این رو در جرم شناسی بالینی که  به شیوه‌ی پزشکی سازمان دهی شده است و درچهار راه علوم واقع شده است بررسی حالت های بزهکار از جمله تحریک پذیری وی مورد بررسی قرار می گیرد. بر این اساس در بسیاری از نظام های حقوقی دنیا،دفاع تحریک و تاثیر آن در سقوط یا تخفیف مجازات، پذیرفته شده است.بزه دیده،گاه،خود با رفتار یا گفتار تحریک آمیزش،باعث وقوع جرم و بزه دیدگی خود می شود.عدالت اسلامی ایجاب می کند که در روند بررسی جرم، توجّه به مساله مسئولیت کیفری و نقش همه عوامل بوجود آورنده جرم،از جمله خود بزهکار و وضعیت پیش جنایی،مورد نظر مقام قضایی قرار بگیرد. در نظام حقوقی ایران،توجّه به عذر تحریک،در تعزیرات،مورد توجّه قرار گرفته ولی در بحث حدود،مورد نظر، قرار نگرفته است. در قرآن کریم و سنّت، به عنوان دو منبع اصلی فقه شیعه،به تاثیر تحریک در وقوع جرم با ذکر حوادث مهم و تاثیر گذاری  اشاره شده است.نقش تحریک،در وقوع برخی جرایم مثل جرایم جنسی و قتل را می توان بیشتر از سایر جرایم دانست. قرآن کریم در خصوص پیشگیری از وقوع اینگونه جرایم،تاکیدات فراوانی دارد. به عنوان نمونه در آیه «یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی‏ قَلْبِهِ مَرَضٌ...»(احزاب:32) به صراحت از سخن گفتن تحریک آمیز نهی کرده است و آن را زمینه ساز انجام گناه و یا بروز جرم دانسته است. همچنین در آیه شریفه « یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً»(احزاب59) فلسفه پوشش را عدم تحریک نمودن نامحرمان و در نتیجه عدم آزار و اذیت بانوان که حرام و جرم است بیان نموده است. از جمله مستندات و مویدات فقهی در خصوص نقش تحریک و تاثیر آن در وقوع جرم می توان به قواعد فقهی مثل قاعده هشدار،اقدام،مقدمه حرام یا سدّ ذرایع،اعانه بر اثم و سبب و مباشر اشاره کرد.
نتیجه گیری: با توجّه به نقش و اهمیت و تاثیر تحریک در وقوع جرم و بررسی آیات قرآن کریم و قواعد فقهی به نظر می رسد اسقاط یا تبدیل مجازات از نظر شارع، منع شرعی نداشته و قانونگذار می تواند به صورت عام،تاثیر تحریک و وضعیت پیش جنایی و نقش بزه دیده را به صورت ماده قانونی در قوانین بگنجاند.
کلیدواژه‌ها

دوره 6، شماره 3
پاییز 1400
صفحه 89-98